بيشتر
صفحه اصلي
آلبوم تصاوير
اخبار روز
اخبار مهم
ارتباط مستقیم
امكانات صفحه
بازديدها
تصوير ها
تماس ها
خیرین کتابخانه ساز
زمان
کتاب و کتابخوانی
گزارش تصویری
متون عمومي
مسابقات
منو
وب سايت ها
وبلاگ ها
ورود كاربران
ازاین همه جا
1393/7/2 چهارشنبه معرفی کتاب هفته معرفی هفتگی کتاب توسط همکاران کتابخانه نوکنده
از این همه جا..." نام رمانی است که تکین حمزه لو به نگارش درآورده است. کتابی که در صفحه تقدیم یا پیشکش آن چنین آمده است:" تقدیم به پسرانم که نگاه نگرانم تا ابد همراهشان است."
چگونگی ورود جوانان و نوجوانان به عرصه خانمان سوز اعتیاد، ناآگاهی والدین از دوستان فرزندانشان و رفت و آمدهای آنان، پارتی های شبانه و مضرات هریک از مواد اعتیادآور سالهای کنونی، قرص های اکس، کراک و... موضوع اصلی این رمان است.
شایان پسر دوم خانواده که برعکس آرش پسری منظم، سربه زیر و درسخوان است دغدغه های خانواده اش را در مورد تربیت و درس خواندن به پایان برده است. دیگر مادر مجبور نیست مانند زمانی که آرش کنکور در پیش داشت پر از اضطراب و دلهره باشد و از بی نظمی کتاب و دفتر و لباسش بنالد. شایان بسیار منظم و مهربان است. کم حرف است و شیطنتی در او دیده نمی شود. آرش هم چند سالی است برای ادامه تحصیل به خارج رفته. پدر هم که بازنشست شده است بیشتر وقت خود را با دوستان خود برای ورزش و تفریح می گذراند . مادر هم دیگر خیالش تخت شده است. یک سالی است که شایان به کلاس های کنکور می رود. هفته ای یک بار هم با دوستانش جمع می شود و اشکالات درسی اش را برطرف می کند. همه چیز آرام است.
اما آن شب از نیمه گذشت و از شایان خبری نشد. دلشوره مادر هر لحظه بیشتر می شد. گوشی شایان هم خاموش بود. تا عصر روز بعد هم هرچه به شوهرش از دلشوره اش می گفت پاسخی جز این که او پسر سربه راهی است مطمئن باش اتفاقی نیوفتاده حتما خانه یکی از دوستانش است و دارد برای کنکور درس می خواند چیز دیگری نشنید. اما عصر زنگ تلفن به صدا درآمد و ...
چند ماه بعد از مرگ شایان، آقای قادری مسئول پرونده چنین می گوید:ظاهرا" پسر شما تو مدرسه با این سینا آشنا شده و قرص ها رو هم اول به عنوان تقویت حافظه و یادگیری بهتر درس ها بهش دادن. چون گویا تو تمرکز مشکل داشته و در حفظیات ضعیف بوده، بعدم سینا رو از مدرسه اخراج می کنن و رابطه شون به خارج از مدرسه کشیده می شه. شهرام از رابط ها و دلال ها مواد روانگردان و از یه آدمی به نام برزو جنس می گرفته و به رابط هایی مثل سینا می داده تا بین بچه ها پخش کنن. برگزارکننده مهمونی های اکس پارتی و به اصطلاح خودشون ریس پارتی هم شهرام بوده، که تو این مهمونی ها علاوه بر فروش مواد هزار کار دیگه هم می کرده، آلوده کردن دخترای فراری و سوء استفاده از اونا هم جزو کارای پردرآمدش بوده.  پسر شما به اسم کلاس و دوره تست زنی به این مهمونی ها می رفته تا قرص مصرف کنه و به قول خودشون بره فضا، تا اینکه توی مهمانی آخری گویا قرص جدیدی مصرف می کنه که حالش رو بد می کنه این دو تا هم برای اینکه کسی نفهمه حال شایان بده و وحشت نکنن و در ضمن شایان رو دستشون نمونه می برن برسوننش خونه" اما پسر شما دچار توهم شدید شده و وسط راه به خیال اینکه ماشین نگه داشته در و باز می کنه و خودش رو بیرون می اندازه...
متاسفانه از این همه جا، شایان در سینه قبرستان جای گرفت!
این رمان زنگ خطری برای همه خانواده هاست . خانواده هایی که مانند من فرزند نوجوان دارند و گاهی توهم برشان می دارد که فرزند صالحی دارند و همه چیز خوب پیش می رود. نکند خدای نکرده چشمان خود را ببندیم و فقط خوبی های فرزندمان را ببینیم و از گرگ های جامعه غافل شویم. خواندن این کتاب بسیار ارزشمند را به همه خانواده هایی که فرزند نوجوان دارند یا قرار است در آینده داشته باشند توصیه می کنم!
از این همه جا.../ تکین حمزه لو- تهران:روشا، ۱۳۸۶.
نویسنده:خانم علیزاده.مسئول کتابخانه نوکنده
 
بيشتر
 
تعداد بازديد اين صفحه: 2773
تمامی حقوق این پورتال متعلق به نهاد کتابخانه های عمومی کشور می باشد

اجرا با : پورتال سازمانی سیگما